امروز : چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵
  • شروعی قدرتمند
1

ترس چیست - قسمت دوم

print send-to-friend
ترس چیست - قسمت دوم
کد مقاله : ۹۷
تاریخ به روز رسانی: ۱۳۹۴/۱۲/۱۲
بازدید: ۳۴۷۲۲
تعداد نظرات: ۱۳
   (۷ امتیاز دهنده)

به اشتراک بگذارید :

 

 

از اندیشه های انسانی پرواز کنید و به اندیشه های الهی برسید. زندگی آدمی در خوردن و خوابیدن و لذت بردن و تجربه کردن خلاصه نمی شود. اگر از آنچه در جستجوی آن هستید خسته شده اید از ندیدن ها و نرفتن ها خسته شده اید به سرزمینی وارد شوید که در آن نه جستجویی است نه تلاشی. همه چیز در این سرزمین آماده دریافت است سرزمین دانش، جوهره متفکر و خرد. سرزمینی که شما را از آن چه می خواهید و آن چه هستید به آن چه باید باشید می رساند این مسیر یک گذرگاه دارد که با گذشتن از این گذرگاه به آن جا می رسید گذرگاه ترس. ترس ابزاری است که انسانها را از خطرها حفظ می کند این تعریفی است که زمینی ها از ترس دارند انسانها برای تمام واژهایی که به کار می برند یک کلمه با یک بار مناسب انتخاب می کنند تا بتوانند معنای بهتری به واژه مورد نظر بدهند درباره ی ترس نیز چنین است در جستجوی من حقیقی، انسانها به این واژه رسیدند و برای این واژه کلمه ای با بار مناسب به نام ترس را انتخاب کردند. پس بدانید اولین بار کلمه ترس را شما انسان ها برای این واژه انتخاب کردید تا بتوانید دراین زمینه ارتباط مناسب برقرارکنید . ترس مانند سایر واژه ها در دل انسان جای خود را یافت و در قسمت جلویی مغز، قسمت تفکر واندیشه جای گرفت.

 

 هرانسان پس از سیر تکاملی خود تجربه ای خاص نسبت به موضوعی را کسب می کرد و برای ذخیره آن در مغز در جستجوی مطالب مشابه می گشت، اگر می یافت در همان قسمت ذخیره می کرد و اگر مطالب مشابه ی آن را نمی یافت آن موضوع را موضوع پایه قرارداده و به ادامه جستجوی خود می پرداخت. با تمام امکاناتی که برای بشر موجود است در جستجوی درون برای یافتن ترس است در حالی که ترس در نزدیکترین مکان نسبت به انسان است. ترس در مغز شما جای دارد در جایی که شما آن را ضمیر ناخودآگاه نام گذاری کرده اید اکنون درباره ی عملکرد این واژه می پردازیم تا بدانید زندگی او در مغز چگونه است. خورشید در قلب انسانها مولد انرژی است و ترس را منبع جداناپذیر تفکر نامیده اند. هر تفکری برای انسان در سایه ی ترس امکان پذیر است و نام این ترس را محافظه کاری، احتیاط ، دوراندیشی وحفظ امنیت می نامد. در سایه ترس، زندگی کردن برای انسانها شده امنیت . با ترس همراه بودن برای انسانها یعنی مراقبت از خود برای بقاء و موفقیت .

 

شما فکر می کنید موفق هستید زیرا می ترسید .هنگامی که می شنوید «ترس را از خود جدا کنید» مانند این می دانید که به شما بگویند دیگر فکر نکن. از همین جا عمق کار را متوجه می شوید که هر فکری باید ازحوضچه ی ترس عبور کند اگر آن سوی حوضچه، فکری باقی بماند اجرا می شود و اگر آن سوی حوضچه ی ترس چیزی باقی نماند آن فکر اشتباه است و باعث صدمه شده و قابل اجرا نمی باشد . انسانها هنگامی که درخواب هستند و خواب می بینند بعد از بیداری آن را از حالت خواب و رویا خارج کرده درقالب تفکر آورده و در چارچوب ترس آن را آنالیز می کنند . خروجی این تفکر همراه ترس باعث دلگرمی یا ناراحتی بشر می شود. انتظار می رود که انسان ها بتوانند در جستجوی «من واقعی خود» راهی را کشف کنند تا بتوانند ترس رابیشتر شناخته و آن را درخود کنترل کنند زیرا یافته اند که عده ای از این انسانها با این که فکر می کنند ولی به هیچ عنوان از قاعده ترس استفاده نکرده و در طول تفکر بدون استفاده از حوضچه ی ترس به تفکر ادامه داده و می توانند به بهترین نحو ممکن از تفکر و اندیشه ی خود و دیگران استفاده کنند. این افراد در زندگی با انجام هر تفکر نتایجی به دست می آورند و آن را سرلوحه ی تفکر بعدی قرار می دهند تا جایی که نتیجه ی در انتظار خود را به دست می آورند . فرق این افراد با افراد دیگر در چیست؟ این سوالی بود که انسانها از خود می کردند و فهمیدند این دسته از افراد در حد زیاد از ترس کمک نمی گیرند. ولی چگونه، مگر می شود از این نیروی قدرتمند که برای بقای بشر است چشم پوشی کرد ؟

 

ترس هرگونه انگیزه ای را برای پیشرفت، موفقیت و رشد را از انسان می گیرد. انسان ها در جستجوی حقیقت ترس به نکته ای دیگر دست یافتند اینکه ترس در ذات خود در طبیعت وجود ندارد. ترس محصول تفکر است. انسان ها یافتند جایی که تفکر وجود ندارد ترس هم وجود ندارد، به همین خاطر به جستجوی آن در تفکر بشری پرداختند اما هنوز نتوانستند بفهمند که ترس در لابه لای تفکر نیست بلکه در قسمت ذخیره ی اطلاعات در مغز وجود دارد .

 

بشر اولیه می ترسید زیرا نمی دانست که چگونه باید از خود محافظت کند و بشر امروزی هنوز هم می ترسد زیرا نمی داند چگونه از خود محافظت کند. پس در این مدت طولانی بشر چگونه هنوز نتوانسته به این نکته برسد که راه حفظ بقای خود را پیدا کند یا اینکه خود در جستجوی معنای حقیقی خود، تجربیاتی به دست می آورد که آنها را نمی فهمد و چون آنها را درک نمی کند و برای آن تجربیات در ذهن خود نمونه ای ندارد پس نسبت به آن واکنش نشان می دهد که به آن ترس می گویند. پس در جستجوی آن واکنش بر می آیند تا علت ترس را بیابند در این مسیر به موضوعات جدیدتری دست یافته که از آن بی خبر بوده اند و واکنش هایی را به ظهور می رساند و ترس های جدیدتری را پدیدار می کند. انسان ها در این مرحله، سعی در یافتن راه های غلبه بر این ترس ها می کند ولی ترس های جدیدتری را پدید می آورند و همچنان این موضوع ادامه می یابد و انسان ها هر روز شاهد پدیدار شدن گونه های مختلف ترس هستند تا جایی که عده ای از محققین به این نتیجه رسیدند ترس جزئی از زندگی بشر بوده ، هست و خواهد بود .

 

آیا شما نیز اینگونه فکر می کنید ؟
آیا راهی برای شناخت و غلبه بر ترس نمی دانید؟
آیا جهان بشر با ترس پدیدار شده و با ترس پایان می پذیرد؟
آیا در جستجوی حقیقت، ترس های پنهانی وجود دارند؟     

 

ترس از دیدگاه ها متفاوت و قابل تامل می تواند ذهن را بازتر کند تا افراد بتوانند به ماهیت اصلی ترس بپردازند. نظر شما چیست؟

 

در انتظار ادامه این نوشته هستم

38 نفر در انتظار ادامه این نوشته هستند

مطالب مرتبط

نظرات خود را با ما درمیان بگذارید

captcha Refresh
captcha Refresh
سجاد کاظمی:
illegal0 downvote0 | 0upvote
۱۳۹۵/۰۳/۰۷

سلام
به نظر من ترس و ترسیدن جزئی از ذات انسانه
اونجا ک خداوند هم در قرآن میگه مثلا از فلان موضوع بترسید یا از گناه کردن بترسید چون ی روزی رستاخیز میشه و حساب کتاب میشه
یجورایی از ی سری چیزا میترسونه
اما با ترسیدن برای تصمیم گیری در راه موفقیت انسان اصلا موافق نیستمپاسخ

سعید فیاض مهر:
illegal0 downvote0 | 0upvote
۱۳۹۵/۰۱/۲۰

مطالعه کردم
سپاسگذارمپاسخ

رضا علیایی:
illegal0 downvote0 | 0upvote
۱۳۹۴/۱۲/۲۶

اگر وجود نداشت یعنی ما فکر نمیکردیم؟پاسخ

مهدی راد:
illegal0 downvote0 | 0upvote
۱۳۹۴/۱۲/۲۴

سلام،آیاترس بایدبطورکامل ازذهن بشرپاک شود؟ پاسخ

فائزه حقیقتی:
illegal0 downvote0 | 1upvote
۱۳۹۴/۱۲/۱۲

درود...
سپاس از ارائه مقاله های ناب
ترس باعث اگاهی و شناخت هم میشود.پاسخ

حسین ایمانی
حسین ایمانی:
illegal0 downvote0 | 2upvote
۱۳۹۴/۱۲/۱۲

سلام استاد.
چجوری ترس هامون رو شناسایی کنیم؟پاسخ

حسن صفی زاده
حسن صفی زاده:
illegal0 downvote0 | 1upvote
۱۳۹۴/۱۲/۱۲

بازم مثل همیشه عالی
سپاسگزارمپاسخ

راضیه مامانی:
illegal0 downvote0 | 1upvote
۱۳۹۴/۱۲/۱۲

بی نظیره بینظیره اقای ساجدی من مقاله ی قبلی رو بیش از ده بار خوندم و این مقاله هم مثله قبلی باید بارها خونده بشه تا عمیقا درک بشه بازهم میگم بینظیره از شما برای این مقاله ب شدت سپاسگذارمپاسخ

مهدی صالحی:
illegal0 downvote0 | 1upvote
۱۳۹۴/۱۲/۱۲

مچکرم عالی بود
اگه واقعا ترسی نبود دنیا چه شکلی بود؟
گاهی وفتا میترسم حرکت کنم، به اینخاطر که نکنه بیوفتم
آیا ریشه اصلی ترس عدم آگاهی هست؟ پاسخ

فریده فلاحی :
illegal0 downvote0 | 1upvote
۱۳۹۴/۱۲/۱۲

فو ق العاده بینظیر و تامل برانگیز بود اقای ساجدی ، سپاسگزارمپاسخ

پروین  قادری
پروین قادری:
illegal0 downvote0 | 1upvote
۱۳۹۴/۱۲/۱۲

سلام
به عقیده من چون ما در یک دنیای دو قطبی زندگی میکنیم ترسها همیشه وجود دارند ولی در بعضی مواقع ترس مارا از انجام دادن کاری یا فکری باز میدارد ودر بعضی مواقع برعکس خود ترس باعث میشود کاری انجام دهیم .هروقت بتوانیم جهت ترس را بشناسیم خواهیم توانست از ترس هایمان پلی بسازیم برای عبور از همان ترس .این شناخت ودید ما از ترس خیلی مهم است.مثلا من خیلی از اب میترسیدم وهمین باعث شد تا برای اینکه اب نتواند به من اسیب بزند بروم وشنا را یاد بگیرم. .من برای یاد گرفتن شنا از ترس درونی ام استفاده کردم.پاسخ

عباس صابری
عباس صابری:
illegal0 downvote0 | 1upvote
۱۳۹۴/۱۲/۱۲

عالی بود. ممنون.پاسخ

nahid najafi:
illegal0 downvote0 | 1upvote
۱۳۹۴/۱۲/۱۲

سلام استاد عزیز و گرامی , مثل همیشه عالی , سپاسگذارم از این آگاهی های که به ما میدید موفق باشیدپاسخ

عضویت در خبرنامه

باعضویت در خبرنامه از آخرین اخبار این سایت مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد نمائید