امروز : چهارشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۵
  • شروعی قدرتمند
1

همه چیز در مورد جف بزوس - قسمت دوم

print send-to-friend
همه چیز در مورد جف بزوس - قسمت دوم
کد مقاله : ۳۷
تاریخ به روز رسانی: ۱۳۹۴/۰۴/۲۰
بازدید: ۱۰۹۱۱
تعداد نظرات: ۷
   (۲ امتیاز دهنده)

به اشتراک بگذارید :

همه چیز در مورد جف بزوس - قسمت دوم


آمازون در امروز

در سال 2010، آمازون با کمپانی ویلی قراردادی امضا کرد. ویلی صاحب امتیاز بسیاری از اثرهای کلاسیک در آمریکاست و بدین ترتیب آمازون برگ برنده دیگری رو کرد و بسیاری از اثرهای کلاسیک را به صورت مجانی در اختیار مشترکان خود قرار داد. به زودی ثابت شد که با ابداع وسیله‌های جدید خواندن الکترونیک میزان مطالعه کتاب بالاتر می‌رود و در نتیجه فروش بیشتر می‌شود و قیمت پایین تر را جبران می‌کند.

در اواسط دهه 2010 فروش کیندل به رقم اعجاب انگیز 28/2 میلیارد دلار رسید و میزان فروش الکترونیک کتاب در کیندل هر سال 200 درصد رشد داشته است. پیش بینی بزوس این است که عمر کتاب‌های کاغذی به پایان رسیده است. بسیاری اختراع صنعت چاپ را توسط گوتنبرگ آغاز عصر جدیدی در صنعت و علم می‌دانند. آیا بزوس می‌تواند گوتنبرگ زمان ما باشد و عصر جدید دیگری آغاز کند؟ آمارها که به این سؤال جواب مثبت می‌دهند..

 

گفت و گو با جف بزوس، بنیانگذار آمازون
خلاقیت: یکی از خلاقانه‌ترین محصولات این سال‌ها عرضه کتابخوان الکترونیکی کیندل از سوی آمازون بوده است. حالا بزوس، بنیانگذار آمازون از پشت صحنه این تولید خلاقانه می‌گوید که بسیار درس آموز است.

 

آقای بزوس! کمتر مدیرعاملی را می‌توان پیدا کرد که به اندازه شما برای نوآوری خرج کرده است، شما چه در شرایط دشوار و چه در شرایط خوب، پول زیادی به نوآوری اختصاص داده‌اید. فلسفه شما چیست؟

- فلسفه من فلسفه ساده ای است. برای نوآوری، زمان بد وجود ندارد. چه اوضاع مساعد باشد و چه دشوار، شما باید چیزهایی عرضه کنید که برای مشتریان اهمیت داشته باشد. این نظر تمامی گروه ماست. برای ما انتخاب دیگری وجود ندارد.
 

آمازون همیشه به صرفه جویی مشهوربوده است، این صرفه جویی شامل حال برنامه نوآوری هم می‌شود؟
به نظر من صرفه جویی است که مسیر نوآوری را تعیین می‌کند. اصلاً مرزها هستند که نوآوری‌ها را می‌سازند. این خیلی مشخص است. اگر شما در یک جعبه بسته گیر کنید، برای خارج شدن، چاره ای ندارید که نوآوری بکنید. هنگامی که ما در اول کارمان، سعی می‌کردیم که مشتری پیدا کنیم، پولی نداشتیم که به تبلیغ اختصاص دهیم. این یک محدودیت است. بنابراین برنامه ای درست کردیم که وب سایت‌های مختلف را قادر می‌کرد که به راحتی به ما لینک بدهند. ما هم در ازای هر فروش به آن‌ها سهمی ماز مبلغ معامله می‌دادیم. ما سیستم «خرید با یک کلیک» را ابداع کردیم و کاری کردیم که همه به خرید اینترنتی علاقه مند شوند. این کارها هیچ کدام به بودجه‌های هنگفت نیاز نداشت. تنها به تمرکز بر نیاز مشتری و خلاقیت نیاز داشت.

 

به نظر می‌رسد شما خیلی به انتقادهای وال استریت، مطبوعات و دیگران نسبت به سرمایه گذاری‌هایتان در نوآوری‌ها بی تفاوت اید؟
من بر این باور هستم که زمانی که می‌خواهید یک نوآوری و محصول جدید به بازار عرضه کنید، باید منتظر باشید که برخی نفهمند که اصلاً چه کار می‌کنید. این باعث سوء تفاهم می‌شود. اگر شما کاری می‌خواهید بکنیدکه شخصی تا به حال انجام نداده است نوآوری به همین معناست – بسیاری تنها به این خاطر که محصولی جدید است، اهمیت آن را درک نمی‌کنند.

 

اما به هر حال شما باید کاری کنیدکه سهامتان دچار افت نشود؟

- ما ادعا نمی‌کنیم که برنامه بلندمدتی که برای آمازون ریخته‌ایم، برنامه درستی است. تنها این ادعا را داریم که این برنامه متعلق به ماست. رویکرد ما این است که تا آنجایی که ممکن است نشان دهیم که کمپانی ما چه نوع کمپانی است و بعد به سرمایه گذار اجازه دهیم که انتخاب کند.


هیچ وقت با سهامداران درباره برنامه‌های بلندمدت تانو استراتژی شرکت صحبت می‌کنید؟

- خب، ما با اعضای هیات مدیره دائم صحبت می‌کنیم اما اینکه به پیش هر سرمایه گذاری برویم و راجع به محصول صحبت کنیم، نه. باید بگویم اینطورنیست. یکی از مزیت‌های کنونی آمازون این است که می‌توانیم تجارب مهمی در نوآوری داشته باشیم بدون آن که این کار روی منابع مالی و سهام کوتاه مدتمان تأثیر بگذارد. در طول سه سال گذشته، ما همزمان به خوبی هم به مساله منابع مالی شرکت رسیدگی کرده‌ایم وهم محصول جدیدمان کیندل، و خدمات اینترنتی مان را ارائه کرده‌ایم. همه این‌ها بدون در بوق و کرنا کردن صورت گرفته است.دانشگاهیان می گویند که آمازون در هر گونه نوآوری، سرآمد است. چه در ساختن راه‌های جدید بازاریابی و چه در معرفی محصولی جدید و چه در فروش آن لاین. شما کیندل را هم به بازار داده‌اید، که اولین محصول سخت افزاری‌تان است. چگونه این رویکردهای مختلف را متعادل می‌کنید؟

 

- ما هر روز به فکر نوآوری جدیدی هستیم. وسایلی که عملکرد ما را بهنیه تر سازد و همچنین با پایین آوردن هزینه‌ها، قادر شویم که به مشتریان خدماتی با مبلغ کمتر عرضه کنیم. ما کیندل را با قیمتی بسیار کم به بازار داده‌ایم و خدمتی به نام آمازون پرایم عرضه کرده‌ایم (عضویت در آمازون که برای مشتریان انتقال پستی مجانی فراهم می‌کند). با حجم انبوهی از نوآوری، باید محدودیت‌هایی هم گذاشت. شما نباید بیش از اندازه نوآوری به بازار عرضه کنید. این هم زمانی می‌تواند کشنده باشد. زمان، کلید موفقیت است. باید واقعاً انتخابگر بود.

 

از هر شرکتی در آمریکا سؤال کنید، به شما جواب می‌دهد که ما مشتری مدار هستیم. شما چه کار می‌کنید که فکر می‌کنید اینگونه هستید؟

- یک ایراد بزرگ در کار کمپانی‌ها وجود دارد که به آن توجهی ندارند. آن‌ها مهارت محور هستند نه مشتری محور. وقتی می‌خواهند تجارت خود را وارد حیطه جدیدی کنند، با خود می‌گویندت «چرا باید این کار را انجام دهیم، ما که هیچ مهارتی در این حوزه نداریم.»
این عقیده برای یک عمر یک شرکت محدودیت می‌سازد، چون جهان تغییر می‌کند و وقتی به مهارت بسیار توجه می‌کنید، محصولی تولید می‌کند که دیگر به درد مشتری نمی‌خورد. استراتژی قوی تر این است که سؤال را به این شکل تغییر دهیم، «بازار چه محصولی می‌خواهد؟» سپس نوآوری در دل جایی که مهارت ندارید انجام دهید. کیندل یک مثال خوب است. اگر ما استراتژی خود را بر این مبنا بگذاریم که مهارت‌های مان در کجا است و نه اینکه نیاز بازار چیست، هیچ وقت کیندل به بازار نمی‌آمد. ما مجبور شدیم که افرادی را به خدممت بگیریم که بدانند چگونه می‌توان یک سخت افزار ساخت و بتوانند توانایی جدیدی برای شرکت تعریف کنند.

 

چگونه فرهنگی ساخته‌اید که با نوآوری‌های جاه طلبانه و بحث برانگیز جور در بیاید؟

- ما در هر سال سه بار تمامی کارکنانمان را دعوت می‌کنیم و به آن‌ها می گوییم که اگر سهام در این ماه سی درصد بالاتر رفت، فکر نکنید که سی درصد باهوش تر شده‌اید. هر وقت هم سهام 30 درصد افت کرد فکر نکنید که 30 درصد احمق تر شده‌اید. وقتی حباب بازار اینترنت ترکید، شاخص هر سهم ما از 100 به 6 نزول کرد اما در طول این مدت، پایه‌های تجاری ما پیوسته بهبود یافت. اکنون هم می‌بینید که قیمت سهام ما در مسیری متفاوت از پایه‌ها پیش می‌رود. بنابراین این امر ما را چندان نگران نمی‌کند.

 

منظورتان این است که تعامل با منتقدان و اشخاص پشت پرده وال استریت، هیچ وقت برایتان مشکلی ایجاد نکرده است؟

- نه واقعاً. اشخاصی که می‌خواهند پیشرو باشند و راه‌های جدیدی در تجارت خود پیدا کنند، باید بدانند که همیشه فراز و فرود وجوددارد. این ذات سهام است و اگر می خواهیدکه ریست نکنید و سهامتان همواره بالا بماند، پیشرفتی هم حاصل نمی‌شود. باید قبول کردکه لحظات پیروزی و همچنین شکست وجود دارد و نباید نگران بود. اگر بدانید که در آینده قرار است چه اتفاقی بیفتد، با بالا و پایین رفتن موقت قیمت‌ها نگران نمی‌شوید.

 

گفتم چقدر پول در حساب داریم؟

جان دوئر، مدیر آمازون بر این باور است که کیندل، بازاری یک میلیاردی ایجاد می‌کند... خب افراد بسیاری هستند که مطالعه جزیی از زندگی‌شان است. فکر کردیم که می‌شود از این رویه، منظورم خود خواندن است و نه کتاب، پولی درآورد؟ به نظرم رسید که می‌شود. بنابراین سه سال فکر کردیم و کیندل را به بازار دادیم. در این سه سال، هیچ وقت به این فکر نیفتادید که کار را متوقف کنید؟

به هیچ وجه. یادم می‌آید که جلسه ای داشتیم که یکی از مدیران بخش‌ها به من گفت: «چقدر قرار است پول خرج کیندل کنی؟» به او نگا کردم و گفتم: «چقدر پول داریم؟»

 

منظورتان هم واقعاً این بود که هر چه پول داریدخرج این کار کنید؟

 مطمئناً نکته کلیدی این است که اول، چیزی را انتخاب کنید که به نظرتان واقعاً خوب و مهم است و سپس همه تمرکزتان را روی آن بگذارید.


فکر نمی‌کنید که برای موفقیت شرکت بیش از حد غلو ودلیل می‌آورید؟

 اصلاً. به من بسیار انتقاد شده است اما این انتقادها همیشه درباره قیمت سهام ما در وال استریت بوده و نه درباره محصولاتی که به بازار داده‌ایم یا خدماتمان. پس از ترکیدن حباب اینترنت، من با سرسخت‌ترین منتقدان دیداری داشتم. در پایان جلسه، آن‌ها هرکدام به من گفتند: «بله، ما هم یکی از مشتریان آمازون هستیم.» وقتی‌که می‌بینید که بزرگ‌ترین منتقدان شما در بین مشتریانتان هستند، معلوم است که خوب عمل کرده‌اید.

 

+ جهت کنترل نظرات غیرمثبت و مشکوک برخی افراد سودجو نظرات دوستان باید مورد تایید مدیران قرار بگیرند که نظرات نامربوط در آنها منتشر نشود.

در انتظار ادامه این نوشته هستم

2 نفر در انتظار ادامه این نوشته هستند

مطالب مرتبط

نظرات خود را با ما درمیان بگذارید

captcha Refresh
captcha Refresh
pejman moradi:
illegal0 downvote0 | 0upvote
۱۳۹۴/۰۶/۰۹

باسلا م ودرود
بقول مربی خوبمون خدمت کن وپول در بیاور-تمامی افراد موفق در دنیا اول به فکر خدمت هستند ...خدمت کردن باعث میشه بارش برکت الهی رو در کل زندگیمون احساس کنیم و....باسپاس از مقاله بسیار عالی .پاسخ

فرشته عسکری راد:
illegal0 downvote0 | 2upvote
۱۳۹۴/۰۴/۲۰

سپاسپاسخ

محمد رستم نژادی
محمد رستم نژادی:
illegal0 downvote0 | 2upvote
۱۳۹۴/۰۴/۲۰

شرکت امازون شرکت توسعه و ایده پردازی....
سپاس فراوانپاسخ

مهدی عابدینی
مهدی عابدینی:
illegal0 downvote0 | 2upvote
۱۳۹۴/۰۴/۲۰

دقیقا تمام اینها نشانه هایی هستند برای من که هدفم را مصمم تر دنبال کنمپاسخ

مهدی صالحی:
illegal0 downvote0 | 2upvote
۱۳۹۴/۰۴/۲۰

سلام بی نظیر بود این مقاله تو این مقاله به نکتهای خوبی دست پیدا کردم که باید تو کارم عملیش کنم
"مشکلات کمپانی ها آنها مهارت محور هستند نه مشتر محور "
ممنونپاسخ

عباس صابری
عباس صابری:
illegal0 downvote0 | 2upvote
۱۳۹۴/۰۴/۲۰

سلام. ممنون که قسمت دوم را هم قرار دادید.
پاسخ

عضویت در خبرنامه

باعضویت در خبرنامه از آخرین اخبار این سایت مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد نمائید